یکشنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
سینماگیک
اخبار و تحلیل ها

بررسی فیلم «درختان نظاره‌گر»؛ نبرد آوا گرین با وحشت‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی

فیلم «درختان نظاره‌گر» به کارگردانی بهمن قبادی، داستانی ترسناک را بر اساس افسانه کردی درباره افرادی که به درخت تبدیل می‌شوند و زندگی دومی به عنوان مبلمان دارند، روایت می‌کند. آوا گرین در این فیلم با ب

۳ دقیقه مطالعه۵ بازدید۰ دیدگاه
بررسی فیلم «درختان نظاره‌گر»؛ نبرد آوا گرین با وحشت‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی

فیلم «درختان نظاره‌گر» به کارگردانی بهمن قبادی، داستانی ترسناک را بر اساس افسانه کردی درباره افرادی که به درخت تبدیل می‌شوند و زندگی دومی به عنوان مبلمان دارند، روایت می‌کند. آوا گرین در این فیلم با بازی‌های جذاب خود، به خوبی از مفاهیم سطحی موجود در داستان بهره می‌برد. اما در کنار او، بازیگران کودک دیگری نیز حضور دارند که از بهترین‌ها هستند. این موضوع باعث می‌شود که تماشاگران با کمال تعجب و ناامیدی، با تصاویری نامنظم و تولید شده توسط هوش مصنوعی مواجه شوند که به تدریج باعث ایجاد ناهماهنگی‌های بصری و احساسی در فیلم می‌شود.

فیلم با یک فلش‌بک به سه دختر جوان کردی در ماردین ترکیه آغاز می‌شود که درباره این افسانه صحبت می‌کنند. یکی از آن‌ها، داریا (با بازی آوا گرین)، سال‌ها بعد از خارج به خانه برمی‌گردد تا با دختر ناشنوا و غیرکلامی‌اش، کانی (با بازی نووا کوش)، تحقیقاتی انسان‌شناسی در این منطقه انجام دهد. کوش به عنوان یک بازیگر، ابعاد زنده‌ای به جو ترسناک فیلم می‌افزاید، به ویژه زمانی که کانی صداهای عجیب و نگران‌کننده‌ای را از طریق سمعک خود می‌شنود.

درختان بلندی در بیرون خانه‌ای که داریا اجاره کرده، در حال تکان خوردن هستند. در داخل، سگ داریا به یک صندلی با طراحی زیبا به شدت حمله می‌کند و کانی ادعا می‌کند که این صندلی به طور خودکار حرکت می‌کند. به زودی، این صندلی به نوعی روح تبدیل می‌شود که به گذشته داریا مربوط می‌شود و در فلش‌بک‌های زنده‌ای که به نظر می‌رسد انگیزه‌ای ندارند، به تصویر کشیده می‌شود.

با این حال، ارتباط موضوعی بین داستان و شخصیت‌ها هرگز به طور کامل شکل نمی‌گیرد و فیلم به جای آن، فلش‌بک‌های بیشتری از داستان‌ها و شایعاتی را که افسانه را توضیح می‌دهند، به تصویر می‌کشد که به طور کامل از طریق تکنولوژی تولید شده توسط هوش مصنوعی نمایش داده می‌شوند.

در ادامه، کل نماهای ابتدایی و ارتباطات داستانی به این تکنولوژی وابسته می‌شوند، به ویژه در نماهای هوایی از ماشین داریا که به ایستگاه پلیس می‌رود. این اقدام به سمت محیط زیست جدی گرفته نمی‌شود، زیرا این تکنولوژی خود به محیط زیست آسیب می‌زند.

با این حال، قبادی در زمینه اجرا و صحنه‌پردازی دارای دیدگاه خوبی است. بازیگران جوان که نقش خواهران را بازی می‌کنند، زندگی ترسناکی به صحنه‌های فلش‌بک می‌بخشند. اما با پیشرفت داستان، جستجوی داریا برای پاسخ به گذشته‌اش به شکل تولیدات دیجیتال زشت و بی‌روح تبدیل می‌شود. این موضوع نه تنها بی‌تخیل است، بلکه با توجه به استعدادهای مشهود قبادی در دیگر زمینه‌ها، به شدت ضدتخیلی به نظر می‌رسد.

در نهایت، «درختان نظاره‌گر» به محصولی از دستورات تایپ شده تبدیل می‌شود و تماشاگران مجبورند از میان چیزی که به شدت بی‌کیفیت و نامناسب است عبور کنند. این اولین بار نیست که چنین اشتباهی در یک جشنواره بین‌المللی مورد پذیرش قرار می‌گیرد و احتمالاً آخرین بار هم نخواهد بود.

دیدگاه شما