فیلم «رزیدنت ایول» که بر اساس سری بازیهای محبوب و ترسناک ساخته شده، داستانی کاملاً جدید را روایت میکند که در عین حال به برخی نکات منبع اصلی وفادار است. آستین آبرامز در این فیلم نقش برایان، یک پیک پزشکی دست و پا چلفتی را بازی میکند که متوجه میشود دوست دخترش باردار است و قبل از بازگشت به خانه، باید یک بسته مرموز را به بیمارستان شهر راکون برساند؛ جایی که مرکز شیوع زامبیها است.
در طول ۹۵ دقیقه فیلم، برایان یا در حال دویدن، تیراندازی یا مبارزه با هیولاهای مختلف زامبیمانند است. او پس از برخورد با زنی که به آرامی به زامبی تبدیل میشود، مجبور میشود به یک مزرعه پناه ببرد و با استفاده از یک شاتگان از خود دفاع کند. سپس توسط دانشمندانی از شرکت شرور آمبرلا نجات داده میشود که به او میگویند بستهای که حمل میکند، پادزهری برای ویروس زامبی است.
با این حال، برایان در مسیرش توسط یک زامبی گاز گرفته میشود و به تدریج تبدیل به هیولایی عظیم با بازوهای چندشاخه و بدن ترکیبی از چندین موجود میشود. این تحول تراژیک و غمانگیز، پایان فیلم را رقم میزند که در آن برایان هیولایی بر فراز بیمارستان میغرّد و با هلیکوپتر نظامی درگیر میشود.

تجربه بازیگری و تبدیل به هیولا
آبرامز در گفتگو با ما درباره نحوه خلق صدای فریاد برایان گفت که این کار بدون برنامه قبلی و فقط با رها کردن خود و بدون تلاش برای به نظر رسیدن «باحال» انجام شده است. او تأکید کرد که این فریاد کاملاً طبیعی و در لحظه شکل گرفته و هیچ تکنیک خاصی پشت آن نبوده است.
او همچنین درباره صحنههای پر از خون و گریمهای سنگین توضیح داد که بسیاری از جلوههای هیولایی ترکیبی از بازی عملی و جلوههای ویژه کامپیوتری بودهاند. او خود در بسیاری از حرکات هیولایی نقش داشته و بخشهایی از چهرهاش با گریم تغییر یافته است.
شرایط سخت فیلمبرداری در پراگ
فیلمبرداری در شهر پراگ با هوای سرد و شرایط بارانی همراه بود که گاهی باران روی لباس بازیگران یخ میزد و آنها را با لایهای از یخ میپوشاند. آبرامز گفت که این شرایط برایش مشکلساز نبود و حتی از برف واقعی که در برخی صحنهها استفاده شده بود، لذت برده است. تنها نگرانی اصلی بازیگری بود که نقش زن عابر پیاده را داشت و مجبور بود در برف و سرما لباس تابستانی بپوشد و صحنههایی را روی زمین برفی بازی کند.
صحنههای اکشن و سخت
آبرامز درباره دویدنهای زیاد در برف گفت که قصد داشته بازیگرش طبیعی و ناتوان از دویدن سریع به نظر برسد تا تماشاگر حس کند واقعاً در حال تلاش برای فرار است. همچنین درباره صحنهای که از مزرعه به زمین میپرد، توضیح داد که تنها صحنهای است که بدلکار حرفهای آن را انجام داده و خود او اجازه این کار را نداشته است.
روابط شخصیتها و جزئیات پشت صحنه
صدای دوست دختر باردار برایان توسط همسر کارگردان، سارا پاکستون، اجرا شده است که به عنوان یک «ایستر اگ» در فیلم حضور دارد. آبرامز گفت که برای درک بهتر شخصیت برایان، خودش برای رابطه او با دوست دخترش داستانهای پسزمینهای ساخته است، اگرچه نمیداند کارگردان چقدر به این جزئیات پرداخته است.
آینده شخصیت برایان
در پایان فیلم، برایان به شکل هیولایی عظیم در مقابل هلیکوپتر نظامی قرار میگیرد. آبرامز درباره سرنوشت او بعد از این صحنه اظهار بیاطلاعی کرد و گفت که هر تصمیمی برای ادامه داستان باید به نفع روایت باشد و خودش نظری قطعی ندارد.




