جان ویلسون، کارگردان شناختهشده سریال «چگونه باید»، با مستند جدید خود «تاریخچه بتن» که اکنون در سینماها اکران شده، نه تنها به تاریخچه بتن میپردازد بلکه چالشهای فروش و تولید چنین مستندی را نیز به تصویر میکشد. این فیلم، سفری است به کنوانسیونهای بتن در لاسوگاس و نیواورلئان، ساختمانهای باستانی در ایتالیا و قبرهایی در مکانهای نامعلوم، در کنار جلسات آنلاین که ویلسون در آنها ایده فیلم را به مدیران هالیوودی ارائه میدهد.
ویلسون درباره این پروژه میگوید: «واقعاً میخواستم فیلمی قطعی درباره بتن بسازم، اما در طول فرآیند، جنبههای متا فیلم برایم جذابتر شد و خواستم چیزی بسازم که فیلمسازان دیگر بتوانند از آن درباره تولید فیلم یاد بگیرند.»
فیلم فراتر از سنگ و بتن است و انسانیت را در ترکها و شکافهای آن مییابد؛ از جمله شخصیتهای جالبی مانند یک موزیسین محلی داغدار و یک متخصص حرفهای که ویلسون با دوربین خود دنبال میکند. این اثر شاید عمیقترین و احساسیترین کار ویلسون تا به امروز باشد.
ویلسون درباره دشواریهای مالی ساخت مستند میگوید: «بودجهای که درخواست کردیم معادل مستندهای نتفلیکس و مشابه هزینههای سریال «چگونه باید» بود، اما فروش فیلم واقعاً سختتر از چیزی است که در فیلم نشان داده شده. وقتی کسی مستقیماً از شما پول میخواهد برای ساخت فیلمی که هنوز ساخته نشده، شرایط کاملاً متفاوت است.»
او معتقد است فضای مستندسازی تغییر کرده و اغلب ارزشها اشتباه تعیین میشوند. بسیاری از فیلمها فقط داستانهایی را بازگو میکنند که قبلاً اتفاق افتادهاند و سرمایهگذاران تصور درستی از هنر و خلاقیت ندارند و باید از چندین مرحله تایید عبور کرد.

از نظر ساختاری، «تاریخچه بتن» شباهتهایی با سریال «چگونه باید» دارد اما ویلسون میگوید کار کردن در قالب فیلم بلند آزادی بیشتری به او داده تا موضوعات طولانیمدت را پوشش دهد، مانند مسابقهای ۳۱۰۰ مایلی که چند ماه طول کشیده است. همچنین او توانسته با یکی از شخصیتهای اصلی فیلم بیش از یک سال و نیم وقت بگذراند که در قالب سریال ممکن نبود.
ویلسون درباره انتخاب موضوع بتن به عنوان نمادی از سختی و در عین حال کشف لطافت و انسانیت در دل آن میگوید: «جک، موزیسینی که با او زیاد وقت گذراندم، قلبی بسیار نرم دارد و در دنیای سطوح سخت، درونی بسیار لطیف دارد.»
در فیلم صحنهای جالب از حضور کیم کارداشیان در یک شام GQ وجود دارد که ویلسون آن را بدون موسیقی ضبط کرده تا حس واقعی و ناآرامی آن لحظه را منتقل کند. او هیچ تعاملی با کیم نداشته و حضور او در فیلم به دلیل تصویربرداری تیم داخلی رویداد ممکن شده است.
یکی از لحظات خندهدار فیلم، حضور تیم رابینسون است که ویلسون ابتدا قصد داشت آن را حذف کند اما پس از بازخورد مثبت مخاطبان، آن را حفظ کرد. او همچنین از صحنهای که سایهاش روی پیادهرو محو میشود و صحنه آخر فیلم که مربوط به قبر «شف بویاردی» است، به عنوان صحنههای مورد علاقهاش یاد میکند. جالب اینکه فیلمبرداری صحنه پایانی در شب قبل از قفل شدن فیلم انجام شده است.
«تاریخچه بتن» نه تنها مستندی درباره مادهای سخت و بنیادی است، بلکه داستانی درباره هنر، انسانیت و چالشهای ساخت فیلمهای مستند در دنیای امروز را روایت میکند.




